مثل نامه ای ولی توی هیچ پاکتی جا نمی شوی *** جعبه جواهری قفل نیستی ولی وا نمی شوی *** مثل میوه خواستم بچینمت میوه نیستی ستاره ای از درخت آسمان جدا نمی شوی *** من تلاش می کنم بگیرمت طعمه می شوم ولی تو نهنگ می شوی مثل کرم کوچکی مرا تند و تیز می خوری تور می شوم ماهی زرنگ حوض می شوی لیز می خوری *** آفتاب را نمی شود توی کیسه ای جمع کرد و برد *** ابر را نمی شود مثل کهنه ای توی مشت خود فشرد آفتاب توی آسمان آفتاب می شود ابرهم بدون آسمان فقط چند قطره آب می شود *** پس تو ابر باش و آفتاب قول می دهم که آسمان شوم یک کمی ستاره روی صورتم بپاش سعی می کنم شبیه کهکشان شوم *** شکل نوری و شبیه باد توی هیچ چیز جا نمی شوی تو کنار من کنار او ولی تو تویی و هیچ وقت ما نمی شوی
((عرفان نظر آهاری))
+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت15:53توسط از جنس آسمان |
|